شد خزان

از آهنگ

پرش به: ناوبری, جستجو

متن آهنگ

شد خزان گلشن آشنایى
باز هم آتش به جان زد جدایى
عمر من اى گل، طى شد بهر تو
وز تو ندیدم جز بدعهدى و بی‌وفایى
با تو وفا کردم تا به تنم جان بود
عشق و وفا دارى با تو چه دارد سود
آفت خرمن مهر و وفایى
نوگل گلشن جور و جفایى
از دل سنگت آه
دلم از غم خونین است
روش بختم این است
از جام غم مستم
دشمن مى پرستم
تا هستم

تو و مست از مى به چمن
چون گل، خندان از مستی بر گریه‌ی من
با دگران در گلشن نوشى مى
من ز فراغت ناله کنم تا کى؟

تو و نی چون ناله کشیدن‌ها
من و چون گل جامه دریدن‌ها
ز رقیبان خوارى دیدن‌ها
دلم از غم خون کردى
چه بگویم چون کردى
دردم افزون کردى

برو اى از مهر و وفا عارى
برو اى عارى ز وفادارى
بشکستی چون زلفت عهد مرا
دریغ و درد از عمرم
که در وفایت شد طى
ستم به یاران تا چند
جفا به عاشق تا کى
نمی‌کنی اى گل یک دم یادم
که همچو اشک از چشمت افتادم
تا کی بی ‌تو بود
از غم خون دل من
آه از دل تو
گر چه ز محنت خوارم کردى
با غم و حسرت یارم کردى
مهر تو دارم باز
بکن اى گل با من هر چه توانی ناز
هر چه توانی ناز
کز عشقت مى‌سوزم باز

اطلاعات مربوط به آهنگ

  • نام خواننده
    ‌ بدیع‌زاده

لینک‌ها

ابزارهای شخصی