بردی از یادم

از آهنگ

پرش به: ناوبری, جستجو

متن آهنگ

بردی از یادم، دادی بر بادم، با یادت شادم
دل به‌ تو دادم،‌ در دام افتادم، از غم آزادم
دل به ‌تو دادم، فتادم به بند، ای ‌گل بر اشک خونینم بخند
سوزم از سوز نگاهت هنوز، چشم من باشد به‌ راهت هنوز
چه شد آن همه پیمان،‌ که از آن لب خندان، بشنیدم و هرگز، خبری نشد ازآن
کی آیی به برم، ای شمع سحرم، در بزمم نفسی، بنشین تاج سرم، تا از جان ‌گذرم
پا به سرم نه، جان به تنم ده، چون به ‌سر آمد، عمر بی‌ثمرم
نشسته بر دل غبار غم، زآن که من در دیار غم، گشته‌ام غمگسار غم
امید اهل وفا تویی، رفته راه خطا تویی، آفت جان ما تویی

بردی از یادم، دادی بر بادم، با یادت شادم
دل به‌ تو دادم،‌ در دام افتادم، از غم آزادم
دل به ‌تو دادم، فتادم به بند، ای ‌گل بر اشک خونینم بخند
سوزم از سوز نگاهت هنوز، چشم من باشد به‌ راهت هنوز

اطلاعات مربوط به آهنگ

  • نام خواننده
    ‌ دلکش و ویگن

لینک‌ها

ابزارهای شخصی